ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
نیم ساعت پیش
بی خدا اُمدی
خمیدهَ، با کَپَره ی سفید
آه کشون، توی بَن
از کنار دو تا مُغ بلند که جیکو بی مه ایبَستَ
گذشت
رو به گافِره ای که ووستادروم هُند
شَروِند که ایخوند
تازه اُمفَهمی
بی بَپوم با خدا اشتباه اُمگِفتَ
...
خیلی قششکن هستر
متن از خودتو?
خیلی ممنون، متن اصلی تغییر اُمدادن و فضای خونه ی فینمو باهاش تلفیق اومکردن و بندری امنوشتن
متن اصلی :
نیم ساعت پیش خدا را دیدم
قوز کرده بود با پالتوی مشکی بلند
سرفه کنان در حیاط، از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو با ایوانی که من ایستاده بودم آمد
آواز که خواند تازه فهمیدم
پدرم را با او اشتباهی گرفته ام...