ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
مدتی بود خوب بودم
نفس هایم
خوابم
سر جایش بودند
چرا آمدی؟
از کجا آمدی ؟
کی ؟
چطور؟
آمدی !
که دوباره نفسم می گرد
که هستی ؟
نمی دانم چرا با آمدنت
اصول زندگی ام رفت
چهارچوب هایم شکست
دوباره اذیت می شوم
چند وقت بود راحت نفس می کشیدم
نفس هایم را به من بر گردان
من
من
برای تو نیستم
نمی خواهم خاطرات مرده ام با آمدنت زنده شود
مدتی بود همه چیز زیر خاکستر بود
زنده اش نکن
آزارم می دهند
نیا
قدم مگذار
حداقل جلوتر نیا
گذشته ها مرا می ترساند
کسی نبود ترس مرا ببیند
نمی خواهم تکرار شود
من می ترسم
آن دو مرا می ترسانند
من ترسیده ام
هیچ کس نبود ببیند لرزش دست هایم را
همه گفتند تو نمی فهمی " دوست داشتن " را نمی فهمی!
اما من ...
مسیرم به آن ها نمی خورد
۴ سال لرزیدم همه گفتند نمی فهمی
هیچ کس نگفت چه گذشت این مدت در تنهایی
چگونه لرزش دست هایت خوب شد
نیا
جلوتر نیا
می خواهم حداقل دست هایم مال خودم باشد ...
۹ مرداد ۹۳ حوریه . ز. م
ترسکوو
با تشکر
شبیه عکس باش
در عین سکوت
حرفش را می زند!
سلام
ممنون که سر ازنید
همیشه نبو شبیه عکس بشیم