کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد!

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست .

کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد!

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست .

سحر و سحری ...

امشب 

خواب با چشم هایم غریب است

میدانم

شاید انتظار آخرین سحر را می کشد

با خود فکر می کنم

حسرت بکشم

یا سحر و سحری دیگر خواهد بود

خوب که فکر میکنم

فکرم می گوید

باز هم بگو: هی ول کن " این نیز میگذرد "

اما دل میگوید : " چگونه می گذرد "

و من باز با خودم می گویم

هی !! یادت نرود شاعر گفت : ( این عید به دیدار خودم هم بروم ) ...

۶ مرداد ۹۳

نظرات 1 + ارسال نظر
سعید چهارشنبه 8 مرداد 1393 ساعت 21:20 http://sharji.blog.ir

ﺁﻣﺪﻡ ﯾﮏ ﺩﻡ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﻢ
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺳﻮﮒ ﺷﺪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺭ ﺷﺐ ﻋﯿﺪ ﭼﺮﺍ؟

ممنون‏ ‏از‏ ‏حضورتان...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد