کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد!

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست .

کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد!

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست .

یواشکی ...

من هنوز یواشکی خواب تو را می بینم

یواشکی نگاهت می کنم

صدایت می کنم

بین خودمان باشد

اما هنوز تو را

یواشکی دوستت دارم

(ناظم حکمت)

صدای شکستن

این صدای شکستن کدامین شاخه بود

که درد را در جان درخت ریخت

خون در سراشیبی عصب ماسید

و نبض در انجماد تکرار از یاد رفت...

(صالح سنگبر)

بازسازی خرمشهر

از صورتم
دستم
دلم
دنده‌هایم
گلوله را می‌توانی برداری
اگر این قلم را برداری
از عکس‌های قبل از جنگ پل‌ها را
مرا برداری ببری در بعد از جنگ
تو با این حرکت می‌توانی جنگ را بی‌حرکت کنی حسین سیزده ساله را چهل ساله بکشی
به جای تانک‌ها توپ‌های بازی را
پاها را از کوچه‌ها جمع کنی
دل‌ها را از صحرا
کنار هم بکشی سر یک سفره آب وُ آتش را
ای نرم افزار فتوشاپ!

من تمام آینده‌ام را به تو می‌سپردم اگر خانواده‌ای را می‌توانستی از گورستان بازگردانی.

( فرزاد آبادی )